بیست هزار فرسنگ زیر دریا

نام کتاب : بیست هزار فرسنگ زیر دریا

نویسنده : ژول ورن

مترجم : بیژن مدرس

انتشارات : نشر مرکز

 

 ژول گابریل ورن(۱۹۰۵ -۱۸۲۸) نویسنده و آینده‌نگر فرانسوی بود که کتابهای زیادی با مضمون علمی-تخیلی نوشت. او هنگامی از سفر به هوا و فض ا و زیر دریا در داستان‌های خود سخن گفت که هنوز بشر نتوانسته بود وسایل و امکانات چنین سفرهایی را فراهم کند. آثار او از نظر ترجمه به زبان‌های دیگر بعد از آثار آگاتا کریستی در رده دوم جهانی هستند. سال ۲۰۰۵ به مناسبت صدمین سال مرگ او «سال ژول ورن» نامیده شد. تاکنون چندین انیمیشن و فیلم از آثار او ساخته شده‌است.ورن به عنوان (پدر داستان های علمی تخیلی)شناخته شده است.

ژول ورن در هشتم فوریه ۱۸۲۸ میلادی در یک خانواده مرفه در منطقه فدو از شهر نانت فرانسه به دنیا آمد. به خواست پدرش تحصیلاتش را در رشته حقوق به پایان برد اما ذوق نمایشنامه‌نویسی و رمان‌نویسی او را بر آن داشت که کم‌کم به سوی ادبیات کشیده شود. در ابتدا هرچند موفق نبود، ولی بعد پیشرفت سریعی کرد. (پنج هفته در بالون) او بسیار موفق بود و هواخواهان بسیاری یافت. ناشر آثار او، پیر-ژول هتزل برای او دوست و مشاور و همراه بسیار خوبی بود.

 

خلاصه داستان :

 

بیست هزار فرسنگ زیر دریا با عنوان انگلیسی ( ‎Jules Verne 20000 leagues under the sea ‏)  داستانیست، نوشته ژول ورن نویسنده علمی-تخیلی فرانسوی که برخی او را به حق پدر ادبیات علمی-تخیلی خوانده‌اند.

 

ناگهان توجه جهان به اعماق آبها جلب می‌شود. مردم جهان متوجه موجود ناشناسی می‌شوند، که در اعماق آب‌ها زندگی می‌کند. عده‌ای گمان می‌کنند او یک کوسه بزرگ است، عده دیگری هستند، که معتقدند، او نوعی هیولای دریایی ناشناخته‌است. اما کمتر کسی می‌تواند تصورش را بکند، که آن موجود، وسیله‌ایست ساخته دست بشر.

 

پروفسور آروناکس به همراه ندلند که صیاد نهنگ است، و یک دوست دیگر، با یک کشتی تحقیقاتی به جستجوی این هیولای زیر آب می‌روند. اما کشتی در اثر برخورد با آن موجود آسیب می‌بیند و پروفسور آروناکس و همراهانش، از یک زیردریایی سر در می‌آورند. چیزی که تا کنون مانندش را ندیدن و حتا تصورش را هم نکرده‌اند.

 

آنها با ناتیلوس سفر می‌کنند و شگفتیهای دنیای آب را می‌بینند، ودر همین حین با کاپیتان نمو، ناخدا و مالک ناتیلوس آشنا می‌شوند. پروفسور در عین حال که کاپیتان را تحسین می‌کند، اخلاقیات او را رد می‌کند، و فکر می‌کند برخورد او با مسائل دنیا درست نیست. پروفسور و همراهانش متوجه می‌شوند، چون از راز ناخدا نیمو آگاه گشته‌اند، در واقع در ناتیلوس اسیر شده‌اند و دیگر نمی‌توانند به دنیای روی آب باز گردند، اما آنها حاضر نیستند، تا آخر عمر در ناتیلوس بمانندآنها خیلی سعی میکنند تا فرار کنند امااین غیر ممکن بود.کاپیتان نیمو خیلی از چیز هایی که در افسانه ها آمده بود را در زیردریا به آنه نشان داد.

 

در این داستان ناخدا نیمو را بیشتر از زاویه دید و قضاوت پروفسور آروناکس و همراهانش می‌بینیم. آنها کاپیتان نیمو را مردی کمابیش دیوانه و دنیا گریز می‌بینند.اما چون یکی از کشور های اروپایی خانواده‌اش را از بین برده بود او به دنبال انتقام بود به همین دلیل کشتی های روی آب را غرق می کرد پس مردم معتقد بودند زیر دریایی او یک هیولاست.

 

 

 

 

 

نویسنده مطلب : مهدی اقدامی 

/ 1 نظر / 105 بازدید
سوگندمهر

سلام خسته نباشید من چه جوری میتونم باشما همکاری کنم؟؟؟؟ اینکه به رشدفرهنگ کتابخوانی کمک می کنید قابله ستایشه...