منسفیلد پارک

نوشته­ی جین آستین

ترجمه از رضا رضایی

نشر نی

   جین آستین یکی از غول­های ادبیات انگلیسی به سال 1775 چشم به جهان گشود و در طول زندگانی کوتاهش(مرگ در سال 1817) با نگارش شش رمان به یکی از پرخواننده­ترین نویسنگان کلاسیک بدل شد.

        به نظرنقادان او نبوغی دو وجهی داشت:هم طنز قدرتمندی در نوشته­هایش دیده می­شد(طنز سیاه) و هم با اخلاقیات و روحیات آدمیان بسیار آشنا بود.

   بسیاری از نقادان منسفیلد پارک را اثری متفاوت از بقیه ی آثار جین آستین دانسته اند و بسیار با خواندن آن به حیرت افتاده اند و برخی آن را اثر برتر او دانسته اند.در این رمان، آداب و رسوم و مراوده­های اجتماعی در بسیاری از موارد با اصول اخلاقی در تعارض قرار می گیرند. زرق و برق های ظاهری در برابر فضیلت های اخلاقی رنگ می بازند. آدم ها دو دسته اند: دسته ای از آن ها از خواست ها و امیال خود پیروی می کنند، اما دسته ای دیگر به وظایف خود پایبند می مانند. جین آستین در این رمان نشان می دهد که بین انچه می خواهیم بکنیم و آنچه باید بکنیم چه تفاوت هایی وجو دارد.

 

قسمتی از متن داستان:

   "خانم نوریس نفسی تازه کرد و ادامه داد:(( وقتی آدم­ها پایشان را از گلیمشان درازتر می­ کنند و خودشان را از چیزی که هستند بالاتر نشان می دهند، من از یان همه قیل و قال و سر صدا به فکر می افتم که به تو، فانی، حالا که داری بدون ما می روی مهمانی حواست را خوب جمع کن. نصیحت می کنم. از تو می خواهم طوری رفتار نکنی و طوری هم حف نزنی و نظر ندهی که انگار جای یکی از دخترخاله هایت هستی.... مبادا خیال کنی خانم راشورث هستی یا جولیا. بی فایده است، فهمیدی؟ هرجا که می روی یادت باشد پایین ترین نفر و آخرین نفری.))

نویسنده مطلب : آرش غلامحسینی

/ 0 نظر / 14 بازدید