اگمنت


اگمنت

یوهان گوته


پدر گوته، یوهان کاسپار گوته (۱۷۱۰-۱۷۸۲) همراه با خانواده‌اش در یک خانهٔ بزرگ درفرانکفورت زندگی می‌کرد، که آن زمان قسمتی از امپراتوری مقدس روم بود. مادر گوته نیز «کاترینا الیزابت گوته» (تِکستور سابق) از خانواده‌های سرشناس فرانکفورتی بود.

یوهان ولفگانگ در کنار پدر و معلم خصوصی‌اش بسیاری از معلومات را، از جمله زبان‌های لاتین، یونانی، فرانسوی، انگلیسی و عبری فرا گرفت.

او بین سال‌های ۱۷۶۵-۱۷۶۸ در لایپزیگ به تحصیل حقوق پرداخت و در آنجا به اشعارکریستین فورشتگوت گلرت علاقه پیدا کرد. پس از سال ۱۷۶۸، گوته به زادگاهش بازگشت و مدتی نیز در دارمشتات بود.

گوته پس از این که تعدادی از آثار بزرگش را به پایان رساند، سال ۱۷۷۵ به وایمار رفت و در آن‌جا بین سال‌های ۱۷۷۶-۱۷۸۶ (حدود ۱۰ سال) وزیر حکومت شد. سپس او تا سال۱۷۸۸ به ایتالیا رفت و در آنجا به تحصیل هنر و مجسمه‌سازی باستانی پرداخت. او خود را با کارهای میکل آنژ و رافائل مشغول کرد.

سال ۱۷۸۸، گوته به وایمار بازگشت و تقریباً باقی عمرش را در آن‌جا گذرانید، هرچند که زندگی او در آن‌جا با جنگ‌های ناپلئونی روبه‌رو شد. گوته در وایمار به تحصیل زبان‌هایفارسی و عربی و همچنین قرآن پرداخت و شیفتهٔ اشعار حافظ شد.

پس از مرگ همسر گوته «کریستیان» در سال ۱۸۱۶، خود او نیز پس از شش سال بر اثرعفونت ریوی در شهر وایمار درگذشت و در همان‌جا به خاک سپرده شد. گفته می‌شود آخرین گفتهٔ شاعر پیش از مرگش، نور بیشتر (آلمانیMehr Licht) بود.

اگمنت یکی از نمایشنامه های تاریخی گوته، بزرگ ترین شاعر و نویسنده ی آلمانی ، است . داستان آن از سرگذشت غم انگیز اگمنت، سردار هلندی ، گرفته شده که به دست اسپانیایی ها محکوم و اعدام می شود. در قرن شانزدهم میلادی مردم هلند و بلژیک تحت استیلای اسپانیا می زیستند و از آزادی مذهبی و سیاسی بهره ی چندانی نداشتند . مذهب پروتستان تازه در میان مردم رسوخ یافته بود و آنان رابه مقاومت در برابر تعصب کاتولیک ها بر می انگیخت . اما نیروی بیگانه آرزوی مردم هلند و بلژیک را ندیده گرفت و برخشونت و بدرفتاری با آن ها افزود. گوته این ماجرا را برای ساختن نمایشنامه ای درباره ی وطن دوستی و آزادی مناسب یافت. دراین نمایشنامه مردم هلند از میان آزادگان بیش از همه به اگمنت امید بسته اند. اما این سردار کریم و سرخوش و بی باک ندانسته در دام می افتد و به زندان میرود و دختر جوانی را که دلباخته ی اوست در غم تنهایی و شکسته دلی باقی می گذارد. 

 

 

نویسنده مطلب : آرین کریمی

/ 0 نظر / 75 بازدید